روزها و سوزها

در حال هوای خودم می نویسم ... و اما دوستانی که لطف دارند مطالب من رو در وبلاگ یا سایت یا ...متعلق به خودشون می گذارند لطفا به من هم اطلاع بدهند یا رسم ذکر کردن منبع رو از یاد نبرند ....ممنونم

 

 

کوه، با نخستین سنگها آغازمی شود

وانسان با نخستین درد

 

درمن زندانی ستمگری بود

که به آواز زنجیرش خو نمی کرد

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

 

بگذار چنان از خواب بر آیم

که کوچه های شهر حضور مرا دریابند

 

دستانت آشتی ست

ودوستانی که یاری می دهند

تا دشمنی از یاد برده شود

 

تا در آیینه پدیدار آیی

عمری دراز در آن نگریستم

من برکه ها و دریاها را گریستم

ای پری وار درقالب آدمی

که پیکرت جز در خلواره ی ناراستی نمی سوزد

حضورت بهشتی است

که گریزاز جهنم را توجیه می کند 

دریایی که مرا در خود غرق می کند

تا ازهمه ی گناهان

ودروغ

شسته شوم

وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود

 

احمد شاملو    

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط لیلی نظرات () |

Design By : Night Melody